شاید فردا دیر باشد

همه شما خوب هستيد و همه

 

 شما رو دوست دارم

انگار همه ازدواج کردن و بچه دار شدن!

نه مرادم نه مریدم
نه پیامم نه کلامم

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم
  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم
...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی

تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی....
 
مولانا جلال الدین رومی بلخی

حالم خوب نیست

از همه چی کلا فه ام

گاهی وقتا فکر میکنم ما فقط به خاطر این که زنیم باید این قدر زجر بکشیم

خاله بازی- بلقیس سلیمانی

دیروز رفتم نمایشگاه

بي سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند.

"الوين تافلر" 

زندگانی گاهی به همین سادگی است

بد اخلاق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سر من داد بزنی دیگه بهت زنگ نمی زنما

امروز صبح از خونه که اومدم بیرون به پدرام زنگ زدم

اصلا انگار به دلم افتاده بود که نرفته کارگاه

رفتم پیشش

تا ۱۰ اینا پیشش بودم بعدش اومدم سرکار

خیلی خوب بود

خیلی دوسش دارم

بلبل اگه تو قفس طلا بمونه، زندونيه ... مي خونه ولي اداي خوندن رو در مياره
قارچ سمي - رسول ملاقلي‌پور



عاشق ها آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن
حكم - مسعود كيميايي


ميوه تو عزا طعم نداره
قیصر-کیمیایی

اگه مي دونستم كي سر نوشته آدما رو مي بافه ... بهش مي گفتم ماله من و بشكافه
خانه ای روی آب- بهمن فرمان آرا


تواين دوره زمونه مرام و معرفت خيلي كم شده. قيصرخان مي دوني چرا؟ ... چون همش رو خودت برداشتي
قيصر - مسعود كيميايي

برای پدرام

لاکردار اگه بدونی هنوز چقدر دوست دارم
هامون – مهرجویی



چه دنیای بدی! که من آخرین امید یه کسی ام
خانه ای روی آب- بهمن فرمان آرا

 از آدماي بزرگ مجسمه ساختيمو دورش نرده کشيديم ... اگه کسي حرف اين مجسمه هارو باور کنه بايد بين خودشو مردم نرده بکشه
شب هاي روشن - فرزاد موتمن

 
ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن
مادر - علی حاتمی


 
ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه ... چون زنگاشو زده
سوته‌دلان - علي حاتمي

با زخم باید ساخت طول میکشه اما خوب میشه
سگ کشی- بیضایی

مادرا هر وقت بمیرن زوده
باغ های کندلوس-ایرج کریمی

فراموش نشدنی

سلامتی سه تن ...ناموس ورفیق و وطن... سلامتی سه کس... زندانیو سربازو بی کس... سلامتی آزادی...سلامتی زندونی های بی ملاقاتی
اعتراض- کیمیایی

دیروز بچه ام حالش بد بود

قرار بود که من بعد از نهار برم پیشش

هر چی بهش گفتم بذار بیام گفت حالم خوب نیست می خوام بخوابم

امروز که بهش اس ام اس زدم برام نوشت خوب شدم

چند روزه که احساس می کنم پدرام رو اصلا نمی بینم

شاید مسیح شبیه کودکی همه بچه هاست

دیروز پدرام برای اولین بار برام اس ام اس زد خیلی دوست دارم

تا حالا حضوری بهم گفته ولی با اس ام اس دفعه اول بود

عشقولی دیروز بهم می گفت من جونم برات در میره ولی تو خنگی

قراره یه روز دیگه با مامان پدرام برم بیرون

ایندفعه تنها

خدایا شکرت

مرضیه نی نی داره

مطمئن باش

هیچ بارانی ردپای خوبان را از کوچه خاطرمان نخواهد شست